از اين وقفه چند ماهه عذر خواهي ميكنم. اما گرفتار بودم. از دوست عزيزم آقاي ابراهيم عليپور متشكرم كه يادآورم شدن كه اينجا ما يه وبلاگي هم داشتيم. درسته كه مخاطبي هم به دليل كم كاري خودم نداره ولي... همه ميدونن كه من يكي حرف زياد دا رم بزنم. اگه ننوشتم چيزي از حواس پر تيمه ولي...
بگزريم.
همه چيز داره خوب پيش ميره. امروز روز دوم ماه شواله و بايد بگم كه در اين لحظه تاريخي لشكر داراي 3 تا هويت شده.
1- واحد لشكر رسانه اي كانون فرهنگي رهپويان وصال
2- NGO لشكر رسانه اي زير نظر سازمان ملي جوانان استان فارس
3- شركت تعاوني _رسانه معبر زمان سبز_ كه مخففش ميشه رمز سبز
اما از اونجايي كه لشكر سعي در پخش ديدگاهش داره هزار جور گروه كوچيك و بزرگ هم داره با خط فكريش ر اه ميافته كه اگه دشمن بخوات ما و بزنه، اونا به كارشون ادامه ميدن. حتي همينم بعيد نيست رد گم كني باشه.
باور نميكنيد كه چقدر كمكهاي خدا توي كار محسوس بوده و هست. شايد فقط بعضيا متوجه حرف من بشن. ولي از همون روزاي اول كار اين مساله بصورت حيرت انگيزي احساس ميشد. به قول مرحوم حاج علي اصغر آقاي صيف: هيچ جاي اين فكر از خود شما نيست. همشو آقا امام زمان تو ذهنتون ايجاد كردن.
پس اين كارو خوب انجام بديم كه اگه كه نه خدا جايگزين ما، آدماي ديگه اي رو تو ميدون مياره.
پس فيضو بچسبيمو كار كنيم. كه ما محتاج كاريم و خدا هيچ نيازي به ما نداره.
خوب بايد بگم كه شركت جديدالتاسيسمون الحمدلله خيلي از مشكلات رو حل كرده و الان سرعت پيشرفت رو 10 برابر يا حتي بيشتر كرده. مثلا نتايجي كه در يك هفته اخير در زمينه مديريت اينترنتي گرفتيم به شدت پروژه سايت ملي رو به عمل نزديك تر كرده و در كنارش در فكر ارائه طرح ملي سپاه رسانه ملي به مقامات و مسئولان كشوريم.
خدا ما رو بزگ كنه و از بچگي در بياره كه بايد مثل بزرگا فكر كنيم. بزرگي كه من مد نظرم دارم بزرگيه كه از بازي با دنيا به اين صورتا دست كشيده و با قواعد الهي حياتشو ميگزرونه. انسان بزرگ آرماني من حاج صيفه. حاج صيف و استاد نازنين همه كانونيا و خودم، سيد محمد انجوي نژادي كه با وجود سن كم، در شروع كار توكل به خدا كرد و همه پتانسيلشو برا خدا تو ميدون آورد. در حالي كه خيليا ميگفتن اول به جايي برس و بعد به جايي برسون. پالس شروع رو به محيط داد و با خودش و به همراه رشد خودش بقيه رو هم رشد داد.
هممون مديونشيم.
و خلاصه ديگه اين كه...
منتظر اخبار پيشرفت لشكر باشيد.
آخه ابراهيم كارم داره!!!
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 2:17  توسط حمیدرضا متاله
|